خرید بک لینک
. . .

تیزی گوشههای ابرویت
آن دوتا چشم ماجراجویت
راز عطر شبیه شب بویت
این به هم خوردن النگویت
آخرش کار میدهد دستم

طعم لبخندهای شیرینت
لحن نازک ٬ نگاه سنگینت
«هـ» دو چشم پلاک ماشینت
شیطنت در تلفظ شینت
آخرش کار میدهد دستم

راه کج از اصول مکتب توست
شاهدش ابروی مورب توست
چادر تو قشنگی شب توست
رنگ خالی که گوشه لب توست
آخرش کار میدهد دستم

شرم در لرزش صدای تو
حُجب پیچیده در ادای تو
برق انگشتر طلای تو
تقّ و تقّ ِ صدای پای تو
آخرش کار میدهد دستم

حال پر رمز و مبهمی داری
اخم و لبخند درهمی داری
پشت آرامشت غمی داری
اینکه با شعر عالمی داری
آخرش کار میدهد دستم

بله ! خوبم بخ لطفتان ٬ ممنون
کرده اند از اداره ام بیرون
کوچه گردم شبیه هر مجنون
دیدی آخر ؟ نگفتمت خاتون!
آخرش کار میدهی دستم

" قاسم صرافان "

* کتاب شعر قاسم صرافان رو هفته ی گذشته از انقلاب خریدم و شدیدا بهش علاقه مند شدم . همه اش غزل های عاشقانه است و من بی دلیل و بدون اینکه شخص مذکوری بیاد تو ذهن م ٬ حال م خوب میشه با خوندن این شعر ها و کلی کیف میکنم انقدر که ظریف گفته شدند . دلم نیومد ننویسم یکیشون رو اینجا ..


برچسب: نویسنده: alisan تاريخ: دوشنبه 8 مهر 1392 ساعت: 20:45

صفحه بندی