خرید بک لینک

*** ساقی ***

ساقی امشب مست مستم می کند

در میان باده نوشان می پرستم می کند

باده نوشان حلایل در صفوف آسمان

می فروشان ازل را محو رقصم می کند

بر در میخانه ها آرام جانم می رود

بر سر پیمانه ها همجام شهدم می کند

قصه پیر خرابات از نشان عاشقی است

این همان عشقی است گز گفتار یادم می کند

ساغر و میخانه و پیمانه هر یک از عدم

این همه واهی شدن زین حرف شادم می کند

گوئیا هر گو سخن از هر دری

شکوه بر جان دارم و افسرده حالم می کند

حلقه مستی بدست آرم از این آزردگی

جمله مستان فلک را شرح عالم می کند

شاهدا وقت سحر ساغر بدستت می دهند

چون به معراجم کنند آدم سلامم مب کند


برچسب: نویسنده: alisan تاريخ: شنبه 27 مهر 1392 ساعت: 19:43

صفحه بندی