
"تو" می خندی ... حواست نیست ... من آروم می میرم"تو" می رقصی و من ... عاشق شدن رو یاد می گیرم
چه جذابی ... چه گیرایی
چه
بی منطق به چشمات می شه عادت کرد
توی دستای "تو" باید به "سیگار"م حسادت
کرد
منو پوک می زنی آروم
خرابم می کنی از سر
رژ
لب روی ته سیگار
تن من زیر خاکستر
تنم می لرزه و می ری ... حواست نیست
هوامو
کام می گیری ... حواست نیست
حواسم هست و می میرم ... حواست نیست
کنارت
اوج می گیرم ... حواست نیست


برچسب:
نویسنده: alisan